خواستگاری خوبان + ترور

نویسنده: غلامعلی نسائی

♦️خواهر ریحانه
عشق و عروسی به زندگی جان تازه ای میدهد، توصیه می شود که
تمام تلاش و همت و بردباری خودتان را صرف جشن عروسی نمایید
و در این راه از هیچ تلاش و کوششی دریغ نفرمایید.
☄️تمام/ پایان پیام.

یونس باید جهت تهیه شماره تلفن بدون کارت شناسایی و اسلحه و با اولویت یکم به صد از محیطهایی چون فرش فروشی، بنگاه معاملاتی، لوستر فروشی،‌ لوازم ‌خانگی،‌ سازنده تخت و کمد، شماره تلفنهای آنها را یادداشت و در برگشت به خانه امن خود مسیر را بصورت پیاده طی و بتواند ضمن آشنایی با شهر گرگان بشکلی نکات حفاظتی را رعایت کرده وٰ باهوشیاری از خود هیچ رد و نشانی باقی نگذارد، باید در مسیر هر چند لحظه بار یک حرکت چرخشی و یا مشابه آن اطراف و پشت سر خود را چک، تا از عدم تعقیب خود، صدرصد مطمئن شود، یونس نزدیک خانه که رسید بدون اینکه به منزل خود توجهی کند رد شد و بعد از گذر از محیط، حدود صدمتر جلوتر سرکوچه ناگهان توقف و به بهانه باز شدن بند کفش، روی دو پا نشست و پشت سرخود را کاملا چک کرد و بعد از اینکه مطمئن شد کسی او را تعقیب نمی کند راه رفته را برگشت و به درب منزل رسید.
مجددا قبل از کلید انداختن اطراف خود را بررسی سپس وارد خانه شد.

در منزل هم ابتدا ‌تمام شماره ها را با عدد یک جمع کرد .نگاهی به اوضاع و احوال خانه انداخت، همه چیز سرجای خودش بود، خانه امن است. فوری دست به کار شد باید کار روزانه خود را جمع بندی و برای رده بالای تیم ترور خود در خارج از کشور بنویسد، این بار به کتاب اشعار حافظ نگاهی انداخت و گفت: پسردائی بجای کتاب مطهری،‌ شعر بخواند، هم فال است و هم تماشا، فکر کنم بهتر باشه و شروع کرد به نوشتن از فعالیت روزانه خود و حضور در گرگان و گنبد و اینکه تاکنون مشکلی نداشته و منتظر رفیق است تا به کمک همدیگر بتوانند
عروسی خوبی راه بیندازند.

یک عروسی بیاد ماندنی که یک طرفش خانواده داماد هست و یک طرفش هم خانواده عروس خانم...
‌ما همه که خواستگارچی هستیم.
و باید ببینیم خانواده عروس چطوری از ما پذیرایی می کنند و ما را چقدر تحویل میگیرند.
پسردایی
حقیقت اینکه من یکی دو باری رفتم حوالی محل کار عروس خانم،‌ چه عروس گلی، چه برو رویی، چه محیط آرامی دارد عروس خانم و سخت مشغوله، من را که نشناخت،‌ من حتی به خودم اجازه ندادم با او سلام و احوال پرسی کنم.
و نزدیک بشوم و آشنایی بدهم، آخر من که دادماد نیستم بروم علاقه قلبی ام را اظهار کنم، من خواستگارچی ام. تازه تنهایی شگُون نداره، هرکاری چند نفری بهتره و قشنگتره،‌ میدانم که خود خودشه، همان عروسی که شما گفته بودید، نشان به آن نشونی.‌..
منکه شناختم پسردایی با همان مشخصاتی که شما گفته بودی
به همان آدرس و نشونی...
خیلی قشنگه عروس، من که حقیقت خیلی خوشم آمد، دست میزاد....
واقعا باید به سلیقه شما دست مریزاد گفت،‌ هرچی فکرکردم تنهایی رفتن خواستگاری اصلا به صلاح نیست.
‌ممکن است مردم هم حرف و حدیثی پیش بیارند که طرف عروس به این قشنگی رو تنهایی رفته خواستگاری و هم ممکنه از عهده اش بر نیام و خانواده و اطرافیانش حرفهای بزنند
و ما را پیش شما شرمنده کنند...
بگویند با این دسته گل و شیرینی ‌‌‌....
برای همین منتظرم حداقل برادرمان عبدا.... بیاید و ما دوتایی برویم یک دسته گلی بگیریم که نگویند این چه گلی است، عروس ناز و قشنگ یک کامیون گل و بلبل لازمه، سلیقه عبدالله که تجربه عروس گرفتن دارد لازمه با هم بگیریم، ‌اینطوری بهتره، هم برای ما خوبه و هم برای ‌خانواده،‌ به هر شکل هرچی باشه میخوان دختر عروس کنند.
نگویند این چه داماده که خانواده اش هم که معلوم نیست کی باشند
و آنها پیش قوم و قبیله خود شرمنده بشوند. به هر شکل عروسی یکبار بیشتر که اتفاق ننی افتد، اگر شما امر کنی تنهایی برو دیگر حسابش فرق دارد‌.
بیشتر پرحرفی نمیکنم، شعر حافظ بخوان و فال عروس بگیر....
با تقدیم احترام
یونس

#منافقین_خواستگاری
#تروریست_عروس

⛾کتاب خواستگاری خوبان از داستان واقعی تیم های تروریستی در گرگان بزودی منتشر می گردد.
☉گلستانی ها مراقب تیم های تروریست در میان تجمعات شهری باشند و از خانواده خود محافظت کنند، قصه تیم های ترور پیچیده تر از آن است که متوجه آنها باشید....
♨️این روزها مراقب تروریست ها باشید


برچسب‌ها: غلامعلی نسائی, هوران, خواستگاری خوبان
نوشته شده توسط +....غلامعلی نسائی....+ در سیزدهم دی ۱۳۹۶ |