سلام و با محبت های فراوان...
بهتون افتخار می کنم، به این کامنت! ببینید چه نوشته است: سلام اقا علی، خیلی مخلصیم دادا هرچند وبلاگ من در شاًِن چشای با حرمت شما نیست، اما مجبورم ادرسم و بزارم. چقد دلم می خواد با یکی از جنس شما صحبت کنم دلم از ادما گرفته! خفن هم گرفته...
تنها افتخارمون وجود شماس
(نام محفوظ)
بارها من شاهد چنین نامه های بوده ام که جوان ها خواسته اند با ما رو در رو حرف بزنند گفتگو کنند، درد دل کنند، وقتی از همه جا که بریده می شوند، سراغ بچه های جنگ می آیند، انگار این یک قانون جهانی است. فیلم ها و کتاب های را دیده ام که مردم هر کشوری با سربازان جنگیده از سرزمین مادری شان، یک جور مانوس می شوند ملت های هر کشوری با سربازانی که برای سرزمین مادری شان، برای آنها از همه هستی شان دفاع کرده اند، یک جور احترام خاصی قائل می شوند.
چند وقت قبل، از تهران با هواپیما بر می گشتم که صندلی کنار دستی من یک خانم حدود چهل ساله نشسته بود، هوا پیما ملخی بود و خیلی آزار دهنده! این بنده خدا هم یک جورائی خیلی ترسیده بود! گفتم خانم نترسید، این صدا ها که چیزی نیست، وقتی متوجه شد که از بچه های رزمنده دوران جنگ سخت هستم، خندید و درد دلش باز شد، گفت: من آنچه از شما ها دیده ام در تلویزون و سریال ها بوده و این که با شما حرف میزنم می بینم همه آنچه تلویزیون نشان ما داده! واقعا یک دروغ بزرگی بوده است.
تا بحال جنگ ایران عراق را یک جنگ خصمانه و نابودگر می پنداشتم، یا شما را مشتی بیسواد و جوان احساسی و الی آخر...
ولی الان می بینم چیز دیگری است.
این آدم های رزمنده کتابتان، که حالا یا شهید یا جانباز شده اند، همه نخبه اند، بعد فهمیدم که جنگ ما، جنگ عقیده و آرمان بوده،،،
ببینید، ایشان یک دکتر فوق تحصص هم بوده اند، و چقدر به شهدا و به این کشور و به این نظام پایبند، ولی رسانه های ما از جنگی که بوده، دفاعی که ما از این سرزمین کردیم، درست حرف نزده اند.
ما وظیفه داریم که با مردم؛ خوب و قشنگ و رمانتیک حرف بزنیم....
آری تا زنده ائیم باید سنگ صبور این مردم خوب باشیم...
مردم ما خیلی خوب هستند، با آنها بد رفتاری نکینم.
جوان های بسیار خوبی داریم، قدرشان را بدانیم.
بهتون افتخار می کنم! شما خیلی خوبید...