من نمی توانم در وصف شما مادران داغ دیده! حرف های زیادی بنویسیم.

من همه کلماتم در برابرتان بی مقدار و ناچیزند.

تنها کاری که از دست من بر می آید؛ اینکه! هر هفته خدمت تان برسم و از شما دلجوئی کنم. 

اولین سوال شما از من این است که برای چه عکس  می گیری؟

تو از کجائی؟

بنیاد شهید!

می گویم: نه

از کنگره شهدا!

می گویم: نه مادر جان

اداره حفظ آثار

می گویم: نه

من از هیچ کجا نیستم... می بینید که آرم ندارم...

بعد می خندند و من دلیلی برای لبخندشان پیدا می کنم و با نوک انگشتانم روی خاک، یک دایره می کشم و یک هلال مانند ماه، می گویم: این هم آرم ما...

بعد مادر شهید را با ابزاری بسیار ساده می خندانم و برای ابد توی ذهن اش می مانم...

با احترام و محبت های فراوان...

و این مادر فرزنده داده است برای این وطن

مادر معظم شهیدان خورشید کلائی / دو پسر داده برای این سرزمین

و این خانم / پدرش را را

نوشته شده توسط +....غلامعلی نسائی....+ در بیست و پنجم تیر ۱۳۹۱ |