افلاکیان... خطی بی پایان تا ملکوت شهیدان، برنامه مستندی از گروه تلویزونی بسیج سیمای مرکز گلستان، پس از صد روز وقفه امروز دوباره از سر گرفته شد"هر هفته شب های جمعه و بازپخش دوشنبه "

چندی پیش نشریه امتداد به سردبیری آقا رضا مصطفوی مطلبی" تحت عنوان: حکایت شگفت شهید نورالله ملاح را منتشر کرد، این مطلب خیلی زود در تمام رسانه های مکتوب و مجازی کشور، از روزنامه ها و نشریات محلی و استانی مانند: خبرگزاری فارس، یالثارات، الف، و خیلی از رسانه های کشور و صدها وبلاگ ، در دسترس ده ها هزار نفر قرار گرفت. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان بندرگز  زادگاه شهید ملاح نیز با تکیثر این حکایت شگفت  وارد شهر و استان گلستان شد، تا جائی که خیلی از مردم  تحت تاثیر قرار گرفته و سری به منزل شهید زدند، امروز که برنامه افلاکیان، روز آغازش بود، بنا گذاشسته بودم که اولین برنامه به منزل شهید ملاح بروم و از بازماندگان شهید ملاح مستندی تهیه کنم. صبح امروز به همراه اکیپ بچه های گروه بسیج به شهرستان بندرگز رفتیم، توی مسیر در بازخوانی مجدد حکایت شهید  متوجه شدم که 17 تیرماه سالروز شهید هم هست، و امروز اصلا برای این شهید سالگرد گرفتند. از آغازی که آقای مصطفوی زنگ زدند و راجع به شهید ملاح گفتگو کردیم،  از همان ابتدا شهید ملاح با ما بود همرائی مان کرد و ناظر حاضر است، و امروز خود شهید ما را دعوت کرده است. وقتی وارد محل شدیم کلی از مردم، همسایه ها، جوانان محل آمده بودند، بسیج محل نیز ترتیبی داده بود که ماجرای  انتشار شهید ملاح را از نزدیک با ما گفتگو داشته باشند. مردم می گفتند انتشار این حکایت عجیب که سی سال پنهان بوده است حال شهر را عوض کرد. آری ما بر حقیم، اتین را مردم می گفتند. و اینکه شهید ملاح ارادت خاصی به  حضرت زهراء(س) داشته اند. و این چنین نیز شد.

گفتم: 16 تیرماه، روز شهادت شهید است، همه امروز باید با وضو وارد خانه شهید ملاح بشوید، که شهید امروز ناظر است و حاضر... همه حال غریبی داشتند.

پدر و مادر شهید ملاح، و شهیدنورالله ملاح انسیه دختر چند ماهه اش در آغوش گرفته، شهید نورالله دو دختر داشت، زهراء و انسیه که به جان دوست شان داشت، مردم محل می گفتند: بابای شهید ملاح کشاورز بود،  و خیلی فقیر، نورالله ملاح را به دندان می کشید. با فقر و تنگدستی بزرگ اش کرد، و خوب تربیت شد، و عاقبت روانه کربلای امام حسین اش کرد. و پیکرش هزار پاره شد. 

دلتنگ تر ازین لحظه ها نبودم.


آخرین سفر عشق شهید نورالله ملاح...

 آآآآآی مردم"/ من رفتم/ ...

همسرم مراقب زهراء و فاطمه ام باش././

همسر شهید نورالله ملاح، بردارش نیز بنام شهید گلعلی مفقود الاثر است، می گوید: نورالله عاشق ولایت بود، و می گفت اگر میخواهید از شما راضی باشم پیرو ولایت باشید. نه یک گام جلوتر نه یک گام عقب تر....

17 تیرماه 1365 تشیع پاک نورالله شهید و بیقراری همسرش...

زهراء ملاح دختر دیگر شهید ملاح...

می گوید: همرزمان بابام می گویند: بابای تو همیشه یک عکس داشت از من و خواهرم فاطمه که تو سنگر می گذاشت جلوش و با بچه های چندماه اش حرف میزد.

شهید ملاح به جان دخترهاش رو دوست داشت.

ـ من از زهراء و فاطمه پرسیدم" اگر الان بخواهید با بابای شهید تون حرف بزنید،در چند کلمه چه می گوید: زهراء و فاطمه با بغض و اشک و بیقراری گفتند: بابا بد جور دلتنگ ت هستیم. خیلی زیاد. به قد جان...

این کلمه" سکوت ...

آی مرد دل منَ، برایت مانده ام" ابدی...

آی مرد من، دل من، همه هستی من، برایت مانده ام. ابدی....

پیام خانواده شهید:

سلام ما رو به آقای «رضا مصطفوی، مجله امتداد» برسانید و ما برای ایشان دعای خیر داریم.

گروه تلویزیونی بسیج

افلاکیان

دیاررنج

مستندی در قالب فاتحان شهید، برنامه ای از گروه بسیج تلویزیون"سیمای سبز گلستان، هر هفته پنجشنبه شبها از سیمای مرکز گلستان و مازنداران و گیلان، در سراسر دنیا روی ماهواره استانی با فرکانس 10980 وردیکال 7/53000  قابل دسترس است.

هرگونه پیشنهاد انتقاد  و نظرتان را برای ما ارسال کنید" پیامک افلاکیان: 09358108088

عکس"دیاررنج

نوشته شده توسط +....غلامعلی نسائی....+ در پنجم تیر ۱۳۹۰ |