مادری که سر فرزند دلبندش را در میان بغض و آه و عشق به امام حسین" بسوی شمر بد کاره پرت کرد" چندان هم چشمگیر و تازگی نداشت. مادرانی در هشت سال دفاع"مقدس بودند که ذره ائی گر یه نکردند" گفتند در راه خدا داده ائیم. رزمندگان جانبازی که دست و تن دادند. کاش این همه سال ازین مادران حرفی گفته می شد" که بیشتر کارهای تلویزون حول محور قصه های عاشقانه" مجازی از جنگ گفته شد" حتی در مختار نامه هم رد پای زن هائیست که میخواهند جذابیت سریال را هزار چندان کنند"ما ازین دست ها زیاد دیدیم که داده شد پس گرفته نشد" ازین مادرها که فرزند از دست دادند هم زیاد دیدیم. قصه مختار مادر وهب" را بار ها و بار ها دیده ائیم. هنوز مادران مفقودالاثری هستند که فرزندانشان باز نگشته اند" هستند زیاد آیا تو میشناسی...؟ این ها همه مادران وهب ائی هستند که تو در قصه مختار دیدی و شوریدی" مادرانی که سی سال کسی درب خانه هایشان را نمی زند" کسی یادی از آنها نمی کند"

کاش می شد دست کم فریاد زد" سر میان چاه برد و بیداد زد...

مادر شهید محسن روشنی" شهید شب اربعین

مادر شهید مفقودالاثر" شهید: محمد مهدی محمودی

مادر شهید مفقودالااثرابوطالب جلالی

مادر شهید حسین حان محمدی" تولد ظهر عاشورا "

آخر یک قاب عکس می شوم...


تو تک گل باغ منی" تنها ترین داغ منی



دیاررنج رزمنده دیروز در جبهه فرهنگی امروز
طبقه بندی: فرهنگ، هنر و ادبیات مقاومت

همراز پروانه ها باشید
نوشته شده توسط +....غلامعلی نسائی....+ در پنجم بهمن ۱۳۸۹ |