بیسیمچی بصیر/ خاطرات جانباز شیمیائی شهید: علی امانی، توسط موسسه نشر شهید کاظمی، با مدیریت آقای خلیلی مدیر سابق نشر عماد فردا، منتشر، در آستانه چهلمین روز شهادت جانباز شیمیائی مازندرانی مظلوم، که پس از تحمل سال ها رنج جنگ، در هشتم اردیبهشت 1392 به شهادت رسید، طی مراسمی رونمائی خواهد شد.
علی امانی رزمنده جوانی که پس از دومین بار اعزام به جبهه، با فرمانده نامدار دوران دفاع مقدس، شهید حاج حسین بصیر، در اتوبوسی که به سمت منطقه رقابیه در حرکت بودند،، آشنا می شوند، در این میان حاج بصیر خود را به علی امانی یک رزمنده عادی معرفی می کند.

هنگامی که اتوبوس ها در منطقه عملیاتی رقابیه توقف می کنند، علی امانی به سوئی و حاج بصیر، به سوئی دیگر می روند. علی امانی همراه حدود سیصد رزمنده منتظر ساماندهی شده که فرمانده تیپ یک کربلا، با موتور از راه می رسد، سپس با یک بلندگوی دستی شروع به صحبت م یکند.

در بین صحبت بدون مقدمه صدا میزند، «حسین بصیر» حاج حسین می آید و در کنار فرمانده تیپ می ایستد که فرمانده تیپ «شهید حاج حسین بصیر» را به عنوان فرمانده آنها معرفی و می گوید، فرمانده شما حسین بصیر است و برای گردان شما نامی انتخاب خواهد کرد.
علی امانی متعجب می شود و با خود فکر میکند، توی دلش می گوید: ایول! من گفتم: حاجی شما تریپ خاصی داری، اصلا بهتان نمی آید که یک رزمنده عادی باشی....

علی ردیف سوم یا چهارم، حاج بصیر به او لبخندی میزند، نام گردان، یارسول انتخاب، پس از لحظاتی علی را صدا میزند، و علی امانی را به عنوان بیسیمچی خود برمی گزیند/

این انتخاب، رفاقتی سنگین بین این دو رزمنده، چهارده ساله و چهل ساله پدید می آورد.

رفاقتی که با شهادت حاج بصیر فصل جدائی سنگینی را رقم میزند

علی یادگار حاج بصیر با جسمی زخمی و دلی پر از فراق، شیمیائی شده، مظلوم، ماندگار می شودد...

سال ها میگذرد و هیچ کسی سراغش را نمی گیرد، تا اینکه در همین ایام سال گذشته در نشست گردان یارسول در منزل مادری یحیی خاکی فرمانده شجاع گردان یارسول، از اهالی گلستان، در شهرستان بندرگز، میحواهم که بچه ها یکی یکی خودشان را معرفی کنند، تا بتوانیم به نوبت خاطرات آنها را ضبط و ثبت کنم،

همه خودشان را معرفی کردند، اما برای انتخاب اولین نفر برای مصاحبه، بحثی سنگین فضای نشست گردان یارسول را می گیرد، عاقبت همه بچه ها می گویند؛ فقط علی امانی، رازدار لشکر 25 کربلا،

و علی آقا انتخاب شد...

شب بود بارون نم نم می بارید، بخاطر صدای همهمه و صحبت بچه ها، بیرون حیاط کنار ریل راه آهن روی تخته سنگی نشستیم و علی آقا شروع کرد به رازهای غریبی که حاصلش امروز شد؛

کتاب: « بیسیمچی بصیر» که توسط نشر شهید کاظمی منتشر می شود.

یک سال از آن ماجرا گذشت و حاج علی امانی به خاطر صدمات شیمیائی هشتم اردیبهشت شهید، و بهشت را در جوار شهید حاج حسین بصیر برگزید...

اشاره/
شبکه فرهنگی هوران» با برگزار کردن نشست های دوره ائی، گردان های لشکر 25 کربلا، در این مجموعه، حلقه وصل را بین اهالی قلم و رزمندگان برقرار خواهد کرد.

سوم خرداد، اولین گردهمائی/ همه شما که مشتاقید؛ از همین الان دعودت شدید/


نشانی:

گرگان - خیابان شهدا/ لاله سیزده - پلاک 26

شبکه فرهنگی هورانانجمن نویسندگان گلستان



برچسب‌ها: بیسیمچی بصیر, غلامعلی نسائی, علی امانی, بهشت
نوشته شده توسط +....غلامعلی نسائی....+ در چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ |
 
مطالب قدیمی‌تر