قفسي تنگ به وسعت دنيا ؛ قراداي بلند با تركش ها ؛ صبوري كنيد ! چون گلي؛ به وقت شگفتن در طوفان ؛ صبرپاداشی که خداوند در برابر رنج به انسان بخشیده است ، پس باید بکوشیم تا در (آخرین دوران رنج ) در (دیار رنج ) صبورترین انسان هاباشیم ، جانبازی در راه خدا مستلزم صبر بر رنج هاست ، جانباز بودن در رنج زیستن و صبوری کردن است. اکنون که انتخاب شده ایم غریبانه در دل شب ها با زخم و درد و رنج خویش نجوا کنیم با خدا ، پس الهه صبر باید بودن است، كوه را بنام سنگ ~ رنج را بنام صبر ~ پنجراه را بنام انتظار ~ كوچه را بنام غربت ،، شب را بنام فراق ،، پروانه را بنام پرواز ،، جنون رابنام مجنون ،، مجنون را بنام عشق ،، عشق را بنام زخم درد و و رنج ،، جانبازي را بنام عباس عباس را بنام پرواز ،، دنیا قفس تنگیست به وسعت یک اقیانوس باید با قفس پرواز کرد. دلم گرفته آسمان در گلویم زندانیست ! دلم از مژه ها یم جاریست ! زخم هایم تا ابدالاآباد برای سرزمینم جاریست !