هر چه بود تا سحر دلدادگی بود و عشق .......
بعد عطر و گل و گلاب و عود ، وقت عاشقی ....
صبح خماری شدید سر درد سر گیجه دلشوره ... حالا نوبت منست که باید پا به منزل شهید بگذارم و خبر شهادت فرزندش، لحظات به سختی می گذشت. اگر چه برای رساندن خبر جمعی می رفتیم اما هر میزبان رسم بود که خود مهمانی را به پایان برساند.
اعلام خبر شهادت پیوسته با سکوت همراه بود ...
وقتی تو باید خبر میدادی ... فرزندتان شهید شد تمام /
مگر میشود خبری به این مهمی را اینگونه تمام کرد مگر دل تاب خواهد اورد.
وقتی با مادر شهید رو برو می شدم پر می شدم از ترس پر می شدم از داغ پر می شدم از غم پر می شدم از اندوه دلهره و کشمکشی درونی نه نمی توانم. باز باید برگشت باید خودم را اماده می کردم باید به فرزند شهیدش متوسل می شدم باید یکی کمکم میکرد چه کسی بهتر از خود شهید،
غم همه وجودم را تسخیر میکرد لال می شدم گنگ، گیج، محو، مات، بی شکل می شدم مثل نسیم مثل مه رنگ می باختم ابری می شدم طوفانی...
خبر شهادت همیشه کوتاه و پر از داغ و داغدیگی که همیشه مرا دنبال میکرد و تا ابد جریان دارد
به اندازه یک سلام و یک خدا حافظی
دیگر حرفی در میانه نبود.
سقوط در سکوت،
داغ بود غم و بی تابی
بعد اشک ...
هی مادر مرا ببخش فرزندت شهید شد
به همین سادگی...
بعد من هی میمردم هی میمردم هی میمردم باز زنده می شدم باز هی میمردم
چون فانوسی می شدم در طوفان، ناگهان، خاموش. دود زده، تاریک، بعد میشدم باز تمام
انسان ها در عاقبت به اصل خویش باز میگردند امروز باز باز گشته ام من دوباره ...
امروز بار گرانی روی زمین مانده ...
شهدای که آنروز میزبانشان بودم مرا باز خوانده اند که خبرشان را به نسل امروز برسانم
پس من همیشه قاصد قاصد زخمی ...
« بسیجی شهید محمد وجدانی، از لشکر 25 کربلا استان گلستان »

و آخرین وداع مادر ........

ظهر ، عصر بعد غروب
شب که می شد
درد می کشید تنهائی
آه می کشید انتظار
بیدار می موند تنهائی
فکر می کرد
غصه میخورد
رنج می کشید تنهائی
راه می رفت
حرف می زد
تو تاریکی خسته می شد تنهائی
خواب می رفت
خواب می دید
می ترسید و می لرزید ....
وقت سحر بیدار میشد
دلشوره داشت تنهائی!
ظهر که می شد زار میزد تنهائی
عصر که می شد پرت می شد تو اندوه
شب که می شد
غم می گرفت دلش رو تنهائی....
آدم قصه ما حال و هوای عجیبی داشت
هیچ وقت هم تو قصه ها پا نمیذاشت . ...

خدا ...
پلک های مهربانی اش از حرف های ما گرفته و سنگین است.
ترکش های گران سنگ،
مهر تداوم می کوبند بر درد های من
درد های نازنین تن من
فریاد جاودانه مرا به پیشگاه ابدیت به جار نشسته اند.
آری زخم های سرخ موِِِذنه سبز تکبیرند.
جاودانه باد
ترکش های مقدسی که با خود می کشم


پلاك امتداد
عباسهاي تشنه لب رفتند، لب تشنه مشكي بر زمين ماندهست
... آري، بار گراني بر زمين ماندهست
جايي ميان زمين و آسمان...
□ □ □
هرساله عطر جانفزاي شهيدان، جوانان عاشق راستي و صداقت را به قدمگاه ياران آخرالزماني سيدالشهداء ميكشاند و هر ديده منصفي تأثير بسزاي اين سفر آسماني را در اين هياهوي شهرهاي غمگرفته به نظاره مينشيند.
□ □ □
رفتن اين راه اگرچه بسيار بركت دارد ولي...
ولي اگر واقعاً «راهي نور» شده باشي اين مسير، راهي به ظلمت گناه نخواهد داشت...
و تو خود بهتر ميداني كه «شهر» كمينگاه شيطان است و...
اگر اين سفر را شروع يك مبارزه و جهاد فرض كني، در اين مبارزه بيامان گرز و سپر و باره و شمشير بايدت!
در اين «جهاد اكبر» سلاح تقوي ميخواهي و همراهي ياران!
□ □ □
«امتداد» آمده بود تا يار همراه تو باشد در اين مبارزه بيامان و جهاد اكبر!
در بالاي دفتر مشق «امتداد» نوشتند: «تداوم ارتباط با زائرين كربلاي ايران»...
و امروز «امتداد» آمده است تا جايي باشد براي تجمع همه دلهايي كه امام را دوست دارند و قلبشان براي انقلاب ميتپد و شانههايشان آماده است براي بهدوش كشيدن بارهاي انقلاب...
جايي ميان زمين و آسمان...
عباسهاي تشنهلب رفتند، لب تشنه مشكلي بر زمين ماندهست
... آري، بار گراني بر زمين ماندهست.
□ □ □
از آنجا كه اين شبكه به عنوان يك شبكه ارتباطي فرهنگي تعريف شده است جهت رسيدن به اهداف خود از سامانههاي ارتباطي ذيل بهره جسته است كه در آيندهاي نهچندان دور سامانههاي نوين ديگري نيز به اين مجموعه اضافه خواهد شد:
1. نشريات امتداد
رسالت اصلي اين بخش برقراري ارتباط از طريق توليد نشريات مختلف ميباشد كه اين موضوع در دو حوزه مكتوب و چندرسانهاي (الكترونيك) پيگيري ميشود:
الف) نشريات مكتوب: در اين حوزه شبكه فرهنگي امتداد تاكنون اقدام به توليد نشريات زير نموده است:
1. نشريه امتداد
2. نشريه امتداد خانواده
3. نشريه امتداد نوجوان
4. ويژهنامههاي منور
اگر ميخواهي هرماهه ميهمان سفره شهيدان باشي، يا نه، دلت براي يك همنشيني ساده و بيريا با انسانهايي دوستداشتني تنگ شده است «ماهنامه امتداد» جاي خوبي است...
فقط يادت باشد كه هركس نان و نمك اين سفره را نوشجان كند، ديگر پاي هر سفرهاي نخواهد نشست! «ماهنامه امتداد» پرمخاطبترين ماهنامه فرهنگ و ادبيات مقاومت است كه دوستانش مانند «امتداد خانواده»، «امتداد نوجوان» و «منور» هم، هر از گاهي او را همراهي ميكنند.
ب) نشريات الكترونيك (چندرسانهاي): در حوزه نشريات الكترونيك، تاكنون دو پيششماره از نشريه الكترونيكي «خط امتداد» منتشر شده است كه پيششماره اول بهنام «پلاك» به دست مخاطبين رسيده است. بهزودي اين نشريه بهعنوان يك فصلنامه چندرسانهاي جاي خود را در كنار ساير توليدات امتداد باز خواهد كرد.
2. امتداد گويا (نشريه شنيداري ـ تلفني امتداد)
«امتداد گويا» نشريهاي است شنيداري كه ميتواني هر ساعت از شبانهروز آن را با دكمههاي تلفنت ورق بزني. «امتداد گويا» هر دو هفته يكبار بر روي خطوط تلفن منتشر ميگردد.
اگر ميخواهي بداني در اين نشريه شنيداري چه ميگذرد سري به «سامانه امتداد گويا» بزن!
3. بيسيمچي (سامانه پيام كوتاه امتداد)
هر وقت توي اين شهر شلوغ زير حجم آتش دنيا بيتاب شدي و دلت گرفت، يادت باشه كه بيسيمچي هميشه بهگوشه و ميتوني حرف دلت رو بزني.
اگر بخواي پيام بيسيمچي رو دريافت كني يكي از اعداد 1 تا 22 رو ارسال كن... (فقط عدد! نه كمتر، نه بيشتر!)
حرف دل، جملههاي كوتاه و زيبا، انتقاد و پيشنهاد و... رو ميتوني در پيامكي جداگانه ارسال كني.
اين نشريه موبايلي، هر هفته بهروز ميشود...
4. وبگاه امتداد (سامانه اينترنتي امتداد)
«وبگاه امتداد» هم كه همينجايي است كه در خدمت شما هستيم، جايي كه قرار است محل «اجتماع بزرگ دوستان امتداد در فضاي مجازي» باشد. در وبگاه ميتوانيد از امكانات زير استفاده كنيد:
ـ اطلاع از آخرين اخبار شبكه فرهنگي امتداد
ـ عضويت در طرحهاي شبكه فرهنگي امتداد
ـ دسترسي به آرشيو الكترونيكي نشريات امتداد
ـ دريافت نرمافزار موبايلي نشريات امتداد
ـ استفاده از گنجينه عكس، صوت و فيلم امتداد
5. پيك امتداد (سامانه پاسخگويي به نامههاي امتداد)
در دنيايي كه با وجود رسانههاي مجازي، جايي براي رسانههاي مكتوب نمانده است، «پيك امتداد» به خود ميبالد كه هرماهه پذيراي صدها نامه ميباشد.
بچههاي پيك، با دقت و وسواس بسيار، نامههاي دريافتي را طبقهبندي ميكنند و با استفاده از كارشناسان مجرب سعي بر اين دارند تا هيچ نامهاي بدون پاسخ نماند.
يادتان باشد نشريه امتداد براي نوشتههاي خوب امتداديها، فضاي ويژهاي دارد!
6. هاتف (سامانه پاسخگويي به تلفنهاي امتداد)
«هاتف» هر روز از ساعت 8 صبح تا 5 بعدازظهر آماده پاسخگويي به شماست. با هر بخشي از شبكه كه بخواهي تماس بگيري، هاتف تو را راهنمايي خواهد كرد. اگر حرف و حديثي، نقد و نظري، انتقاد و پيشنهادي داشته باشي، بخواهي مشترك امتداد بشي، اشتراكت رو تمديد كني، آدرس جديدت رو اعلام كني و...
امور مشترکین نشريه: 2921357-0251
امتداد گویا: 2901357-0251
بیسیمچی: 30001357
وبگاه امتداد: www.emtedad.ir / نشانی الکترونیکی: info@emtedad.ir
پيك امتداد: 1357-37195
هاتف: 2921357-0251
فاو بود.عمليات بود. گرادن خط شكن، بچه بسيجي ها منتظر رمز عمليات، رمز كه خوانده شد، بچه ها دل به خظر زدن، توي معبر خوردن به مانع، سيم خار دار بود. ميدان مين، پيچده چون تار عنكبوت، بعثيان چون تحت تآثير عنكبوتيان، زده بودن ميداني مين اينچنين، سيم هاي خار دار، حلقوي، پيچيده، نه فرصت باز كردنش بود. نه ميشد تعلل کرد. لحظه ها به سرعت صوت خمپاره بود بايد كاري كرد. بايد يكي خويشتن را فدا ميكرد. آرپيچي زن گردان با پشت خوابيد روي سيم خاردار و آن ناگهان ديگر در پشت سرش به سرعت باد پلي زدن با پشت خويش بر روي سيم خار دار، بچه ها روي شكمشان را لگد ميكردن و رد ميشدن نفر آخري خودش بود رزمنده از تنش خون ميريخت. پل شد ند تا رها شوند از خويشتن، تا رها شوند از خصم دشمن « ديروز پل ميشديم از سر دلدادگي براي رهاي ؛ امروز
یه وقت به یک نویسنده خوبی گفتم که شما به یکی ازین آسایشگاه های بنیاد شهید که مربوط به جانبازان است برو مثل پرستار ها لباس سفید بپوش ودر آن آسایشگاه خدمت کن ؛
من برایت مجوز میگیرم. برو یکماه در آنجا بمان ، لگنش را خالی کن ، غذا در دهانش بگذار ، ملافه اش را جمع کن ، و با رنج ها و کمبود های او آشنا بشو ، ببین !! جانباز یعنی چه ؟
من و شما که نمیدانیم جانباز کیست؟ چه کار میکند ؟ما فقط جسم جانباز را میبینیم اما چه میدانیم احساس جانباز چیست ؟
گفتم شما برو با آن دید هنرمندانه جانباز را شناسائی کن بعد بیا یک رمان در باره ارادات ذهنی جانباز بنویس و درین رمان زخم های او را شفا بده و بر آن مرهم بگذار ؛
![]()
فرمانده ام سردار شهید علی اصغر عبدالحسینی
قسمتی از وصیت نامه"
قسم به ثارالله در لشکر جندالله تا جان دارم جان میبازم هم حسین هم عباس هم زینب خوام شد .خدایا هزار جانم بده هزار عمرم بده تا همه را در راه تو فدا کنم.یک جان چیست در راه تو دادن. شرمنده ام که تنها همین یک بار را میتوانم جان ببازم مرا ببخش و هزار جانم بده باز بمیرم باز زنده ام بگردن باز بمیران باز زنده ام بگردن باز بمیران چه زیباست در راه تو جان دادن »
ادامه مطلب
اين جشنواره به همت معاونت فرهنگي و اجتماعي شهرداري منطقه ۱۴ تهران برگزار شده است و رييس هيپت داوران را ابوالفضل درخشنده بر عهده دارد.
از بدو اعلام فراخوان جشنواره ، با اينکه در مدت کوتاهي اين جشنواره برگزار گرديد. ليکن با استقبال خوب مخاطبين مواجه شد.
از ميان ۶۶۸ اثر رسيده تاکنون از کشورهاي قطر ، اندونزي ،امريکا ، لبنان ، پاکستان و ... ۱۲۰ اثر به دور دوم راه يافته است.
شايان ذکر است دريافت آثار تا ۲۲ بهمن ماه سال جاري ادامه دارد.
لازم به ذکر است اين جشنواره به همت معاونت فرهنگي و اجتماعي شهرداري منطقه ۱۴ تهران برگزار شده است. و رييس هيپت داوران را ابوالفضل درخشنده بر عهده دارد.



